لینک تلگرام
 لینک تلگرام
 لینک تلگرام
function killCopy(e){ return false } function reEnable(){ return true } document.onselectstart=new Function ("return false") if (window.sidebar){ document.onmousedown=killCopy document.onclick=reEnable } برگ سبز

برگ سبز

یادمان پدر و مادر
یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391

سخن نغز بزرگان

سخن نغز بزرگان

  • ·         آنچه مردم را دانشمند می کند، مطالبی نیست که یاد میگیرند، بلکه چیزهایی است که می فهمند.
  • ·         یا راهی پیدا می کنم؛ یا آن را پدید می آورم.
  • ·         کسیکه هر روز بر یک ترس غلبه نیابد، درس زندگی را نیاموخته است.
  • ·         اگر شما تشخیص میدهید که اشتباه کرده اید، جرات پذیرش آنرا داشته باشید.
  • ·         ما نمی توانیم حوادث را در مهار آوریم. اما میتوانیم واکنش خود را نسبت به آنها مهار کنیم.
  • ·         همچون توپ پلاستیکی باشید که هر چه محکم تر به زمین می خورد، بالاتر می رود.
  • ·         در مسیر صعودتان با افراد مهربان باشید. زیرا هنگام پایین آمدن به آنها نیاز خواهید داشت.
  • ·         برای شناکردن به سمت مخالف جریان رودخانه، قدرت و جرات لازم است. والا هر ماهی مرده ای میتواند موافق جریان آب حرکت کند.
  • ·         هیچ تضمینی برای رسیدن به یک هدف معین در زمان معین وجود ندارد. اما تضمینی وجود دارد که اهدافی که هرگز تعیین نشده اند، هیچ وقت به دست نمی آیند.
  • ·         دیوانه بمانید، اما مانند عاقلان رفتار کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید
  • ·         برای فرار از انتقاد، باید هیچ کاری انجام ندهید، هیچ چیز نگویید، هیچی نباشید!
  • ·         صد درصد تیرهایی که هرگز شلیک نمی کنید، به هدف نمی خورد.
  • ·         اعتماد کردن به هرکس و اعتماد نکردن به هیچ کس، هر دو شکستی برابر است.
  • ·         شما زمان و نوع مرگ خویش را نمی دانید. تنها میتوانید در مورد چگونه زندگی کردن خود، تصمیم بگیرید.
  • ·         یک لاک پشت ممکن است صدها سال زندگی کند زیرا لاک اش به خوبی از آن محافظت می کند. اما فقط وقتی می تواند به جلو حرکت کند که سرش را بیرون بگذارد.
یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391

شادی واقعی

شادی واقعی

دو نفر در کناری ایستاده و با هم می گفتند و می خندیدند، یکی جوک می گفت و اون دیگری هم می خندید. یک نفر سومی هم که خیلی دور از آنجا ایستاده بود، او هم می خندید !

 

به او گفتند که تو که نمی شنوی، تو برای چی می خندی ؟

 

گفت که من به شما اعتماد دارم، می دانم که شماها بیخودی نمی خندید.

 

و حالا این شد خندیدن ؟ آدم باید خودش خنده اش بیاد والا اینکه یکی دیگر می خنـده پس من هم بخنــدم، بقول مولانا خنده ی تقلیدی. باور کنید خیلی از چیزهای ما همینجوریست :

 

در زمین دگران خانه مکُن

 

کار خود کُن کار بیگانه مکُن

 

کیست بیگانه ؟ تن خاکیِ تو

 

کز برای اوست غمناکیِ تو

 

 

 

و بقول حافظ که می گوید :

 

بیـا که قصــر امـل سخـت سُست بنیــادست

 

بیــار بــاده که بنیــاد عُمـــر بر بــادست

 

غــلام همــت آنـم کـه زیـــر چرخ کبـــود

 

ز هــرچه رنــگ تعلـــق پذیـــرد آزادست

 

مگـر تعلــق خــــاطر به مـــــاه رخســـاری

 

که خاطر از همه غمها به مهر او شادست

یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391

توحید سروده پدرم

سروده مرحوم پدرم سید هدایت الله انصاری

بنام آنکه مارا آفریده است

سرآمد نعمتی این گوش ودیده است

کسی را درجهان قلب سلیم است

به دربارحقیقت اورسیده است

درخت علم را باید عمل چید

درخت بی ثمر کرمی گزیده است

اگر علم وعمل توام نباشد

چووحشی در بیابانی چریده است

دلا تا میتوانی در عمل گوش

که گوش از وحی حق این را شنیده است

کسی که در عمل او عشق ورزد

به معشوق حقیقی او رسیده است

به دید دل نگر عرض و سمارا

که ذرات جهان از او پدیده است

بدان این حب دنیا عنکبوت است

که بر دیوار دنیا اوتنیده است

ولی عارف یقین دان پاک باز است

نهال عشق را برخود گزیده است

بنازم عشق پاک بی خودی را

به جز معشوق غیری را ندیده است

توهم تا میتوانی در عمل کوش

مشو بو جهل ثانی دم بریده است

ازاین ظاهرنما پرهیزپرهیز

که مرغ حق زبام دل پریده است

چو عاشق گشت مست از جام وحدت

به ذکروفکردرخودآرمیده است

کجااوفکرمال و جاه دارد

زحب جاه خودرا وا خریده است

به پروازآورد عنقای دل را

کسیکه از مسیحا این شنیده است

به یک دم میکند سیر سماوات

کسیکه چشم از دنیا بریده است

بود آزادگی سرو نهی دست

تودیدی سرو را هرگز خمیده است

هدایت عاشق مستانه ای بود

خدای او چنین آفریده است

 

یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391

در وصف محمد صلوات الله علیه

آنکه نهد سربرآستان محمد

زنده شود مرده از بیان محمد

طایر جانم گشود بال حقیقت

سیرنماید جمال وشان محمد

اوست مسیحا دمی که خیل ملائک

حلقه زند گیرد آشیان محمد

شمش حقیقت نکر که کون مکانش

راه ندارند در مکان محمد

موسی عمران نمود چون ید وبیضاء

ناظراوبود دیدگان محمد

سرورکون ومکانش چو احمد وآل است

کیست کند درک آرمان محمد

مصحف اورا نگر به دیده عرفان

ماند ملک مات سیر جان محمد

آنکه زند دم زحب آل محمد

شک نبود گشت میهمان محمد

کتف محمد چوجای پای علی گشت

کعبه تهی شد از بت به شان محمد

زنده نمود ار مسیح مرده به یک دم

تاابداحیاست رهروان محمد

آنکه ستاید خدا زخلق نکویش

نیست دگر به ازاین نشان محمد

ایکه کنی ادعا پیرو اویم

هیچ خبر داری از جهان محمد

دعوی بیجا مکن که حق نه پسندد

کی شوی آشنا به جان محمد

سرورآزادگان علی است

خفت به بستر به خانمان محمد

خوف ندارد زدشمن ارکه هزارند

هست علی یکه کاروان محمد

صولت حیدرنگرشهامت اورا

نیست عجب اوست پاسبان محمد

اهل اگر نیست  سر عشق نداند

بی خبر است او زعاشقان محمد

گرچه هدایت امیدوار نباشد

لیک طمع دارد او زخوان محمد

 

یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391

به مناسبت سیزده رجب

 سیزده رجب سروده مرحوم سید هدایت الله انصاری


آن مظهر حق مخزن اسرارعلی بود

ازروزازل نقطه پرگارعلی بود

آن مفخرعالم که زدی دم زحقیقت

دریای کرم محور احرار علی بود

ازخوردوکلان نام علی ورد زبان است

هم منبع اوراد، وهم ازکارعلی بود

مشتق شده این نام زاسماء خدائی

جاوید به هرعصر زاعصار علی بود

والشمش وضحی پرتوی از نور ولایت

درعالم جان مالک انوار علی بود

در دیده کوته نظران نیست پدیدار

اما برعشاق پدیدار علی بود

روشنگراین شمع خدا بود در آغاز

نورافکن هردورزادوارعلی بود

اوقطب زمان است بود کعبه مقصود

در خانه حق سرورو سردار علی بود

آنکس که نمرده است ونمیرد بجهان اوست

جاوید دراین گنبد دوار علی بود

بودی به یقین مرشد سلمان واباذر

درحلقه رندان درشهوار علی بود

ازدرد منالید طبیبی به ازاو نیست

فریاد رس هر دل بیمار علی بود

ذات احدی را نبرد عقل کسی پی

اما بخدا واقف اسر ار علی بود

او بود شب وروز به همراه پیمبر

هم گام نبی یارو مدد کار علی بود

این عید بر عشاق علی باد مبارک

برجای نبی قافله سالار علی بود

خوشبوی گلی بود به بستان محمد

آری بخدا هم گل وگلزار علی بود

آن نقطه اصلی که در امروز پدیدار

گردید، میان همه ابرار علی بود

ازپیروجوان دست علی را چو گرفتند

برقوم نبی حیدرکرارعلی بود

اعمی دلی اینجاست که آن عهد شکستند

جزآنکه محب بود هوادارعلی بود

عالمی ندهد یا شجاعی چو علی را

اما زمنافق همه بیزار علی بود

از عشق علی مستم ومستانه سرودم

هادی هدایت به همه کار علی بود

 

   1       2    صفحه بعدی
بستن پنجره
تبلیغات